افق روشن
اوت 15, 2010
46 دیدگاه
روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد
و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت
روزی که کمترین سرود بوسه است
و هر انسان برای هر انسان برادریست
روزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندند
قفل افسانه ایست
وقلب برای زندگی بس است
روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است
تا تو به خاطر آخرین حرف دنبال سخن نگردی
روزی که آهنگ هر حرف زندگیست
تا من به خاطر آخرین شعر رنج جست و جوی قافیه نبرم
روزی که هر لب ترانه ایست
تا کمترین سرود بوسه باشد
روزی که تو بیایی برای همیشه بیایی
و مهربانی با زیبایی یکسان شود
روزی که ما دوباره برای کبوترهایمان دانه بریزیم….
و من آن روز را انتظار می کشم
حتی روزی که دیگر نباشم
احمد شاملو
دستهها:سیاسی و اجتماعی, شعر

دیدگاههای تازه